|
|
|
 ترنم بهار
طراوت تا انتهای افق ترنم شادی را خواند و خاک بر خود بالید که در افلاک است . آنجایی که طراوت از در و دیوار بارید و نفس بلبل بوی لطافت می داد . دلها وسعت یافت . و چشم های دریایی مسرور شدند . عشق از ایمان به خدا نشآت گرفت و باعث لطافت روح شد . نسیم آهسته آهسته موی درختان را شانه زد . شبنم چهره طبیعت را شست و آفتاب پدرانه دستی بر شانه شاخه ها زد . درختان به طبیعت سلام گفتند و در این همایش گلها چهره بر چهره ساییدند . در اجتماع شکوفه ها بلبلان خواننده بودند . همه چیز سبز بهاری شده بود. آری بهار آمد . ولی عید واقعی این چنین است : که دلت رنگ بهار یابد و خانه تکانی از دل آغاز گردد و هر چه غیر خدایی است را از دل و قلبت خارج سازی و حرکت به سوی معبود را ادامه دهی و آنجاست که زمزمه میکنی « الذی جعلته للمسلمین عیدا ». عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن كه اين عيد كودكان است . نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن كه اين عيد شكمبارگان است . نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن كه اين عيد ولگردان است . نه بى بند وبارى و هرزگى و عياشى كردن كه اين عيد بوالهوسان است . سبزه روياندن و آتش بازى كردن كه اين عيد خرافه پرستان است . اگر بخواهيم عيد نوروز براى ما يك عيد واقعى باشد بايد به ارزشهاى اسلامى اين عيد كه در سايه تعاليم اسلامى رنگ دينى پيدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عيد كه احياى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماييم . در آخر باید بگوییم عید ما زمانی است که بهار واقعی بیاید . همو که سالهای سال دل منتظر اوست . همان که چشم ها به عشقش چشمه سار شدند . همان که باید دست پدرانه اش را بر شانه ها بزند . همان نسیمی که باید بوزد تا موی سرشاخه ها شانه شود . پس همه با هم میگوییم : « اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج »
|
|
|